السيد محمد حسين الطهراني

80

معاد شناسى (فارسى)

انسان از نشأهء دنيا و تعلّق عالم مادّه ، به آخرت و عالم برزخ و صورت و پس از آن به قيامت كبرى ؛ چون نفس انسان مادّى نيست و از آثار مادهء نيست ، بلكه جوهرى است مجرّد و لطيفه‌اى است ربّانى . حال چه بگوئيم : اصل خلقت روح از عالم تجرّد بوده و بدن از عالم مادّه ، و خداوند روح را از عالم بالا پائين آورده و در قالب بدن مسكن داده ، و روح آلات و اعضاء بدن را بعنوان ابزار كار استخدام كرده است و در موقع مرگ مانند صنعتگرى است كه آلات و ابزار كار خود را ترك مىكند ، كما آنكه شيخ الرّئيس أبو على سينا در « قصيدهء عينيّهء » خود بر اين مبنا معتقد بوده ، گرچه در ديگر آثار خود مباحث نفس را بر اساس ديگرى « 1 » پايه گذارى كرده است . دو نظريّهء متفاوت از ابن سينا و صدر المتألّهين دربارهء كيفيّت حدوث نفس چون شيخ در اشعار معروف و مشهور خود كه از قصائد عاليهء او در باب نفس بشمار مىرود مىگويد : 1 هَبَطَتْ إلَيْكَ مِنَ الْمَحَلِّ الأرْفَعِ * وَرْقَآءُ ذاتُ تُعَزُّزٍ وَ تَمَنُّعِ 2 - مَحْجوبَةٌ عَنْ كُلِّ مُقْلَةِ عارِفِ * وَ هىَ الَّتى سَفَرَتْ وَ لَمْ تَتَبَرْقَعِ 3 - وَصَلَتْ عَلَى كُرْهٍ إلَيْكَ وَ رُبَّما * كَرِهَتْ فِراقَكَ فَهىَ ذاتُ تَفَجُّعِ

--> ( 1 ) شيخ الرّئيس در آثارى چون « شفا » و « نجات » قول به همزمان بودن نفس را با بدن بر مىگزيند ، ولى در قصيدهء فوق نظريّهء او به حكمت إشراق نزديك شده است .